
ای داد از این فریادهای طبق معمول
فریاد از این فریادهای طبق معمول
سمت بهاران هیچ چشمی را نکوچاند
سرسبزی شمشادهای طبق معمول
چشمی نخواهد دید رقص برگها را
تا میوزند این بادهای طبق معمول

من و تو مثل دو تا خط میمونیم
که تو یه دفتر مشق اسیر شدیم
نرسیدیم به هم و آخرشم
تو همون دفتر کهنه پیر شدیم
بی هم و کنار هم روزا گذشت
دستای من نرسید به دست تو
میدونیم که ما به هم نمیرسیم
مگه با شکست من شکست تو

نوشته شده توسط niki در شنبه 2 آذر1387 ساعت 10:41 |
لینک ثابت |
---------------------------------------------------------------------