

گلای خشک تو گلدون اونایی که ریختی بیرون
گفتی بی جونن و خسته یادگار عاشقم بود
عکسای کهنه و داغون اونایی که ریختی بیرون
گفتی تارن و شکسته مال یار سابقم بود
آخه من یه عمره تنهام همه چیم خال و سرده
بگو از عشق چی میدونی زندگی با تو چه کرده؟
تو و اون عروسکا و قصه تلخ یه بازی
من که پازل تو نیستم.اومدی چی رو بسازی؟
نامه هایی از دل و جون همه امضا شده با خون
اونایی که ریختی بیرون مال چشمای ترم بود
منو هم میذاری بیرون وقتی بازیهات تموم شد
نمی خوام با تو بمونم دیگه بار آخرم بود

نوشته شده توسط niki در دوشنبه 9 دی1387 ساعت 10:33 |
لینک ثابت |
---------------------------------------------------------------------